خوست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ)(ص.) ۱- جزیره. ۲- کوفته، پایمال شده.واژه قبلی: خوزیواژه بعدی: خوش