خون راه انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون راه انداختن . [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) سخت جنگ و غوغا کردن . جدال و نزاعی سخت ایجاد کردن . سخت بنزاع و جدال برخاستن : اگر بداند فلان کار شده است خون راه می اندازد. (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون راه انداختن . [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) سخت جنگ و غوغا کردن . جدال و نزاعی سخت ایجاد کردن . سخت بنزاع و جدال برخاستن : اگر بداند فلان کار شده است خون راه می اندازد. (یادداشت مؤلف ).