خون سرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ)(ص مر.)<BR>۱- بردبار، کسی که زود خشمگین نشود.<BR>۲- جانوری که حرارت بدنش با حرارت محیط تغییر میکند. مانند بعضی از خزندگان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ)(ص مر.) ۱- بردبار، کسی که زود خشمگین نشود. ۲- جانوری که حرارت بدنش با حرارت محیط تغییر میکند. مانند بعضی از خزندگان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون سرد. [ س َ ] (ص مرکب ) صفت عمومی تمام جانورانی است که دمای بدن آنها ثابت نیست و از تغییرات دمای محیط پیروی می کند. (فرهنگ اصطلاحات علمی ). ◄ جانوری که با سرد شدن هوابخواب می رود و از حرکت می ایستد تا دوباره هوا گرم شود. ◄ آنکه زود خشمگین نگردد. آنکه زود از جای بدر نرود. (یادداشت مؤلف ). مقابل خون گرم . ◄ حلیم . بردبار. شکیبا. مقابل خون گرم . ◄ بی غیرت . بی حمیت . لاقید. بی رگ . بیقید. ◄ آنکه دیر دوستی کند. (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
خونسرد، بیاعتنا، بیتفاوت (متضاد: خونگرم) آرام، بردبار خوددار، خویشتندار، مسلط به خود بیتشویش
فرهنگ طیفی واژهدان
بیاحساس، یخ، ناآگاه، بیخبر، بیحس، فاقد قوه تخیل، تهییجناپذیر، مثل سیبزمینی شخص خونسرد
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی