خون سیاوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ وُ) (اِمر.) نک خون سیاوشان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ وُ) (اِمر.) نک خون سیاوشان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون سیاوش . [ ن ِ وَ / وُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گیاهی که از برگهای وی عصیر سرخی می گیرند، مانند خون . (ناظم الاطباء). داروئی است سرخ رنگ گویند افراسیاب سیاوش را کشت در جایی که خون او بر زمین ریخته شد این گیاه در آن زمین روئید و بعضی بقم را گفته اند که بدان چیزها را رنگ کنند. (آنندراج ). ◄ کنایه از شراب لعلی (آنندراج ) : ز جام خسروانی بی قصاصی یکی خون سیاوشان فروریز. خواجه عمیدلوبکی (از آنندراج ). ◄ کنایه از روشنایی صبح . ◄ کنایه از سرخی شفق . (آنندراج ).