خونریزخو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونریزخو. (ص مرکب ) سفاک . آنکه عادت بکشتار دارد. آنکه او را خوی کشتار است : ور بود مریخی خونریزخو جنگ و بهتان و خصومت جوید او. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونریزخو. (ص مرکب ) سفاک . آنکه عادت بکشتار دارد. آنکه او را خوی کشتار است : ور بود مریخی خونریزخو جنگ و بهتان و خصومت جوید او. مولوی .