خویش را گرد گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خویش را گرد گرفتن . [ خوی / خی گ ِگ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خود را جمع کردن : قطره ٔ آبی که درخواهد شد از ابر بلند گرد گیرد خویش را و پس به دریا افکند. میرخسرو (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خویش را گرد گرفتن . [ خوی / خی گ ِگ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خود را جمع کردن : قطره ٔ آبی که درخواهد شد از ابر بلند گرد گیرد خویش را و پس به دریا افکند. میرخسرو (از آنندراج ).