خیال باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیال باز. [ خ َ / خیا ] (نف مرکب ) کسی که تصور کاری را کند بدون آنکه آن کار را انجام دهد. خیال باف . (ناظم الاطباء). خیال ساز. آنکه فانوس خیال را بکار اندازد. (یادداشت مؤلف ) : بازیچه ٔ لعبت خیالت زین چشم خیال بازگشتم . سیدحسن غزنوی . در پرده ٔ دل آمد دامن کشان خیالش جان شد خیال بازی در پرده ٔ وصالش . خاقانی . به تبسم نهانی که زده بگریه ٔ من مژه ٔ خیال بازم چه گهر که سفته امشب . بابافغانی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی