واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت هر کس سخنی از سر سودا گفتند زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۴ | واژه جو