واژه جو

خیره زبان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خیره زبان . [ رَ / رِ زَ ] (ص مرکب ) خوش زبان . بامحبت : و آن خیره زبان رحمت انگیز بخشایش کرد و گفت برخیز. نظامی .

معنی خیره زبان | واژه جو