داد خواندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد خواندن . [ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) ظاهراً به معنی تأسف خوردن بر. متأثر بودن از : چنین داد خوانیم بریزدگرد و یا کینه خوانیم از این هفت گرد. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد خواندن . [ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) ظاهراً به معنی تأسف خوردن بر. متأثر بودن از : چنین داد خوانیم بریزدگرد و یا کینه خوانیم از این هفت گرد. فردوسی .