داد و بیداد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد و بیداد کردن . [ دُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عدل کردن و ستم روا داشتن . انصاف ورزیدن و جور بکار بردن . ◄ فریاد کردن، هیاهو کردن . جار و جنجال بپا کردن . داد و بیداد راه انداختن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داد و بیداد کردن . [ دُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عدل کردن و ستم روا داشتن . انصاف ورزیدن و جور بکار بردن . ◄ فریاد کردن، هیاهو کردن . جار و جنجال بپا کردن . داد و بیداد راه انداختن .