دادخوانده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادخوانده . [ خوا / خا دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی از دادخواندن . ◄ در اصطلاح دادگستری، مدعی علیه . متشاکی . معروض .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادخوانده . [ خوا / خا دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی از دادخواندن . ◄ در اصطلاح دادگستری، مدعی علیه . متشاکی . معروض .