دادخواه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دادخواه شدن . [ خوا / خا ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در مقام دادخواهی برآمدن . در مقام عدالت جوئی برآمدن . از کسی نزد کسی شکایت بردن . رافع قصه گشتن : پیش خردمند شدم دادخواه از تن خوشخوار گنهکار خویش . ناصرخسرو.