دار و گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ) (اِمر.)<BR>۱- توقیف و مقید کردن اشخاص.<BR>۲- جنگ، جدال، هنگامه، معرکه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رُ) (اِمر.) ۱- توقیف و مقید کردن اشخاص. ۲- جنگ، جدال، هنگامه، معرکه.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
دار و گیر. [ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) امر از داشتن و گرفتن . ◄ جاه وجلال و شوکت . (ناظم الاطباء). کرّ و فرّ : یکی حمله بردند بر سان شیر بدان لشکر گشن با دار و گیر. فردوسی . ◄ فرماندهی . (ناظم الاطباء). ریاست . (غیاث ). ◄ خودنمایی و تکبر. (ناظم الاطباء). ◄ جنگ و پیکار و ستیز. (غیاث ) : یکی بیژن گیو و دیگر هژیر که در جنگ بودند با دار و گیر. فردوسی .