دارا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (ص فا.)<BR>۱- دارنده.<BR>۲- مال دار.<BR>۳- خدای تعالی.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (ص فا.) ۱- دارنده. ۲- مال دار. ۳- خدای تعالی.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
دارا. (اِخ ) دژی است که دارای بزرگ (داریوش سوم ) در کوههای مازندران ساخته بود. رابینو در کتاب «مازندران و استرآباد» نویسد: ده کوسان در پای قلعه آب دارا بوده و این قلعه بدون شک همان قلعه دارا (دژدارا) است که نزدیک قریه ٔ مرزن آباد کنونی قرار داشته است . رجوع به مازندران و استرآباد ترجمه ٔ وحید مازندرانی ص ٢١٥ شود.
دارا. (اِخ ) اسپهبد مجدالدین دارا پادشاه دیلمان است و در نیمه ٔ دوم قرن ششم هجری می زیست و از امیران گمنام آنروزگار بوده است . رجوع به مازندران و استرآباد رابینو. ترجمه ٔ وحید مازندرانی ص ١٩٦ شود.
دارا. (اِخ ) فرزند قابوس وشمگیر پادشاه معروف آل زیار بوده و پس از شکست و درگذشت پدرش قابوس، بنا بنوشته ٔ صاحب کتاب حبیب السیر بخدمت امیران سامانی درآمده است . رجوع به حبیب السیر ج ٢ ص ٣٦٧ شود. اما به نوشته ٔ ابوالفضل بیهقی وی به عنوان نوا و گروگان در دیار غزنویان می زیسته است .
مترادف و متضاد
توانگر، ثروتمند، غنی، مالک، منعم حائز، ذیحق (متضاد: ندار)
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه