داستان زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ دَ) (مص ل.) ۱- مَثَل زدن، مثال آوردن. ۲- حکایت کردن.واژه قبلی: داستانواژه بعدی: داستان سرایی