داستان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- سرگذشت. ۲- قصه، حکایت. ۳- مشهور، زبانزد خاص و عام.مترادفها و واژههای مرتبطحکایت، سرگذشتافسانه، قصهحدیث، مثل، نقلواژه قبلی: داستارواژه بعدی: داستان زدن