داعی الی الحق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داعی الی الحق . [ اِ لَل ْ ح َق ق ] (اِخ ) رجوع شود به حسن بن زیدبن احمدبن الباقر. (تاریخ گزیده ).
داعی الی الحق . [ اِ لَل ْ ح َق ق ] (اِخ ) رضابن هادی . کیا بزرگ . وی شاه غازی رستم را با پنجهزار دیلم به سال ٥٢١ هَ . ق . هنگامیکه سلطان مسعود سلجوقی نواده ٔ سنجر به مازندران تاخته کمک کرده است . این کیابزرگ را اسپهبد اردشیر (٥٦٨-٦٠٢) حکومت ناحیه ٔ دیلمان داده است . (مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٦٦).
داعی الی الحق . [ اِ لَل ْ ح َق ق ] (اِخ ) لقب ابوعبداﷲ محمد زیدبن [ اسماعیل بن حسن بن زیدبن ] محمدبن اسماعیل بن حسن بن زیدبن حسن بن علی (ع ). ملک دیلم (٢٧١ - ٢٨٨ هَ . ق .) برادر حسن بن زید. رجوع به داعی، ابوعبداﷲ محمدبن زید شود. (از الفهرست ابن الندیم و سفرنامه ٔ رابینو ص ١٣٩ بخش انگلیسی ).