داغ دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) مصیبت دیدن، سوگوار شدن.واژه قبلی: داغواژه بعدی: داغ دیده