داغ ناکرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ ناکرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مقابل داغ کرده . که آهن تفته بر اندام وی ننهاده باشند. که نشان داغ بر اندام وی پدید نیاورده باشند. بی داغ و نشان : ریدکان خواب نادیده مصاف اندر مصاف کرگان داغ ناکرده قطار اندر قطار. فرخی .