داغ ماندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ ماندن . [ دَ ] (مص مرکب ) این ترکیب را صاحب آنندراج آورده است و از آن معنی داغ نشاندن مقابل داغ بردن و داغ برچیدن برمی آید : شبهای دوریت ز که پرسم سراغ صبح رفتی و ماند در دل شب بی تو داغ صبح . دانش (از آنندراج ).