داغ گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) اثر داغ پدید آوردن بر. داغ کردن : کوش تا دل بتماشای جهان نگذاری داغ افسوس بر آئینه ٔ جان نگذاری . صائب . روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت از شرم لاله پای بکوه و کمر گذاشت . صائب .