داغان کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) ۱- متفرق کردن، پریشان ساختن. ۲- خرد کردن. ؛درب و ~ خرد و پریشان کردن.واژه قبلی: داغانواژه بعدی: داغدار