داغان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) (عا.) از هم پاشیده، متلاشی شده.مترادفها و واژههای مرتبطازکارافتاده، اسقاط، خردوخمیرپریشان،مصدومواژه قبلی: داغ کردنواژه بعدی: داغان کردن