داماش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داماش . (اِخ ) دهی جزء بلوک خورگام دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت . واقع در ٣٦هزارگزی خاور رستم آباد و ٤٨هزارگزی رودبار و ٢٢هزارگزی دیلمان .کوهستانی است و سردسیر و سکنه ٔ آن در زمستان حدود ١٠ خانوار و تابستان حدود ١٥٠ الی ٢٠٠ خانوار که از جیرنده فاراب برای استفاده از هوای ییلاقی و نگاه داری گله و زراعت می آیند. آب آن از چشمه است و محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داریست . مزرعه ٔ آغوزی و انگورچاله که در تابستان گله داران در آن ساکن هستند جزء داماش منظور شده است . سابقاً زمستان سکنه نداشت ولی در سالهای اخیر سکنه ٔ دائم دارد ورو به آبادی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).