دامنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دامنه . [ م َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن . واقع در ١٦هزارگزی خاور داران و متصل به شوسه ٔ اصفهان به کوهرنگ و داران . دامنه و سردسیر و دارای ١٩٨٦ سکنه است . آب آن ازرودخانه است و محصول آن غلات و حبوبات و کتیرا. شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی و جاجیم بافی است . تلفن و مرکز پخش بنزین و در حدود ٢٥ باب دکان دارد. در شمال این آبادی چمن وسیعی وجود دارد که با هواپیماهای سبک می توان در آن نشست . در ٩هزارگزی مسیر شوسه ای که از نجف آباد به دامنه می رسد منطقه ای بنام کیز وجود دارد که در فصل زمستان آنجا سرمایی سخت و شدید می شود. و در موقع بارندگی و برف عبور از آن غیرممکن می گردد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
دامنه . [ م َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت . واقع در١٨هزارگزی باختر ساردوئیه و ٥هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه کوهستانی است و سردسیر و دارای ٦٠ تن سکنه . آب آن از قنات است و رودخانه . محصول آنجاغلات و حبوبات است و شغل اهالی آن زراعت و گله داری وراه آن مالرو است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
دامنه . [ م َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خیر بخش اصطهبانات شهرستان فسا. واقع ١٧هزارگزی شمال باختری اصطهبانات، کنار راه فرعی خرامه به اصطهبانات و نی ریز جلگه است و معتدل و دارای ١٢٠ سکنه . آب آن از چشمه است و محصول آن غلات و حبوبات و پنبه و برزک و شغل اهالی آنجا زراعت و قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).