دانا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص فا.) عالم، دانشمند. ج. دانایان.مترادفها و واژههای مرتبطحبر، خردمند، دانشمند، عالم، فاضل، فرهیخته، محقق، ملا ≠ نادانواژه قبلی: دانواژه بعدی: دانایی