داه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- دایه. ۲- پرستار. ۳- زن باردار.مترادفها و واژههای مرتبطپرستار، دایه، ربیبهکنیزآبستنواژه قبلی: دانیواژه بعدی: داهل