کنیز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (اِ.) برده زن، خدمتکار زن.مترادفها و واژههای مرتبطبرده، زرخریدپرستار، خادمه، خدمتکار، کلفتدختر، دوشیزهواژه قبلی: کنیتکسواژه بعدی: کنیزک