داو کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومداو کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) داو یافتن . بمراد رسیدن . بمراد نقش نشستن .واژه قبلی: داو نیافتنواژه بعدی: داو کشیدن