داور شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داور شدن . [ وَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حاکم و قاضی شدن . درمقام قضا و حکومت قرار گرفتن . حکم شدن : اگر داد و بیداد داور شوند بود داد تریاق و بیداد سم . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داور شدن . [ وَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حاکم و قاضی شدن . درمقام قضا و حکومت قرار گرفتن . حکم شدن : اگر داد و بیداد داور شوند بود داد تریاق و بیداد سم . ناصرخسرو.