واژه‌جو

داور قاجار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داور قاجار. [ وَ ] (اِخ ) نواب شاهزاده امام وردی میرزا برادر بطنی رکن الدوله است . در دولت سلطان محمدشاه بملک عثمانی گریخت و در بغداد بماند و بزیارت عتبات پرداخت این بیت از اوست : هر چه میخواهی بگو و هر چه میخواهی بکن دوست میدارم ترا گر دشمن جانم شوی . (مجمع الفصحاء ج ١ ص ٢٧).

معنی داور قاجار | واژه‌جو