دخرص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دخرص . [ دِ رِ ] (ع ص ) دانا. ◄ ماهر درآینده در کار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): هو دخرس فی الامور؛ ای داخل فیها. عالم بها. (منتهی الارب ). ◄ (اِ) واحد دخاریص . دخرصة. (المعرب ص ١٤٣). رجوع به دخریص شود.