دخریص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دخریص . [ دِ ] (معرب، اِ) معرب تیریز. تیریج . چاپوق . تیریز جامه . ج، دخاریص : و قال ان اهل هذه الجزائر لایکون اضح منهم حتی انهم یعملون القمیص مفروغا منه نسجا بالکمین و الدخریص . (اخبار الصین والهند). رجوع به دخاریص شود.