در بر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
در بر کردن . [ دَ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درپوشیدن . به بر کردن . لبس : پارسا بین که خرقه دربرکرد جامه ٔ کعبه را جل خر کرد. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
در بر کردن . [ دَ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درپوشیدن . به بر کردن . لبس : پارسا بین که خرقه دربرکرد جامه ٔ کعبه را جل خر کرد. سعدی .