در و بام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
در و بام .[ دَ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجموع خانه از اطاق و صحن و بام . خانه و بخش های اساسی آن : پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز. حافظ. ♦ بی دروبام ؛ بی روزن و سقف . مسدود و غیر محاط(بر حسب اعتقاد قدما به فلک ) : سرگشته در این دائره ٔ بی دروبام ناآمده بر مراد و نارفته به کام . خیام . ♦ دختری دروبام بسته ؛ که مرد ندیده است . بانوچه . (یادداشت مرحوم دهخدا).