در و دوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
در و دوز. [ دَ / دِ / دُ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) معنی ترکیبی آن دریدن و دوختن است و کسی را گویند که صاحب تجربه و دانا باشد که اگر احیاناً امر غلطی از او سر زند اصلاح آن را به دانستگی تواند. (لغت محلی شوشتر - نسخه ٔ خطی ). درادوزا. دران و دوزان . درانه و دوزانه . رجوع به درادوزا شود. ◄ کسی را گویند که جنگ و صلح و نیکی و بدی را با هم کند. (لغت محلی شوشتر خطی ) : سال و نیم است که غمگین دل ورنجورتنی با بلا بر ستدو داد و در و دوز پدر. سوزنی . ◄ حیله . مکر. تزویر. (یادداشت مرحوم دهخدا) : ای سوزنیک چون پسر خواجه ٔکلاج با زرق و لباسات و فسون و در و دوزی . سوزنی