واژه جو

درازدامان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درازدامان . [ دِ ] (ص مرکب ) درازدامن . که دامانی دراز دارد:مُذالَة؛ زره درازدامان . و رجوع به درازدامن شود.

معنی درازدامان | واژه جو