درز گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درز گرفتن . [ دَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) دوختن . ◄ قسمتی از پارچه را روی هم نهادن و بدرازا دوختن بقصد کاستن از عرض آن همچنان که دو کنار جامه را. ◄ درز گرفتن مطلبی یا کلامی یا کمر چیزی ؛ کوتاه کردن گفتگوی آن . به اختصار آن کوشیدن . به کوتاهی آن پرداختن . (یادداشت مرحوم دهخدا). کوتاه آمدن در سخن و مطلبی را سربسته و ابتر گذاشتن برای احتراز از ملال شنوندگان یا علل دیگر. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).