درزاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درزاب . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شوریجه ٔ بخش سرخس شهرستان مشهد واقع در ٧٧ هزارگزی جنوب باختری سرخس و سر راه مالرو عمومی پل خاتون به مزدوران، با ١٨٣ تن سکنه . آب آن از قنات و رودخانه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
درزاب . [ دَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. حدود دهستان : از طرف خاور به دهستان چولائی خانه، از جنوب به دهستان میان ولایت و بیزکی و چناران، از شمال به ارتفاعات آلاداغ . آب مزروعی کلیه ٔ قرای آن از چشمه سار و قنوات است . این دهستان از ٥٧ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده، مجموع نفوس آن ١٥٨٧٢ تن است و قرای مهم آن عبارت است از: بعمج با ٢٨٣١ تن و گوارشک با ١٠١٩ تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
درزاب . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد واقع در ٤٠ هزارگزی شمال باختری صالح آباد و سر راه مالرو عمومی صالح آباد به پل خاتون . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).