درماندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ دَ) (مص ل.) بیچاره شدن، ناتوان گشتن.واژه قبلی: درمانواژه بعدی: درمانده