درو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ رُ) (اِمص.) بریدن ساقههای گندم، برنج و مانند آن.مترادفها و واژههای مرتبطحصاد، خرمن، غلهچینی، محصول، محصولبرداری ≠ کاشت، بذرافشانیواژه قبلی: درهمواژه بعدی: دروا