دریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دریة. [دَ ری ی َ ] (ص نسبی ) تأنیث دری (در تداول منشیان قدیم ). لغات دریة؛ سخن دری . (یادداشت مرحوم دهخدا).
دریة. [ دَ ری ی َ ] (ع اِ) چیزی که برآن تیر و نیزه اندازند برای آموختن . (منتهی الارب ). حلقه ٔ نیزه باختن . حلقه ای که سواران نیزه ربایند. حلقه ٔ نیزه . حلقه ٔ هدف . (زمخشری ). ◄ ستور و جز آن که درپس آن صائد پنهان شود برای قدرت یافتن برصید. (منتهی الارب ). دریئة. (اقرب الموارد). و رجوع به دریئة شود.
دریة. [ دَرْ / دِرْ ی َ ] (ع مص ) دانستن چیزی را یا دانستن به نوعی از حیله . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دانستن . (تاج المصادربیهقی ). دری . دریان . درایة. و رجوع به درایة شود.