دزدگیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزدگیر. [ دُ ] (نف مرکب ) دزدگیرنده . گیرنده ٔ دزد. دستگیرکننده ٔ دزد. کسی و یا چیزی که دزد را می گیرد و نگاه میدارد. (ناظم الاطباء). ◄ شحنه و نظرباز که شناختن و گرفتن دزد در عهده ٔ اوست . (آنندراج ) : فلک دزد و ماه فلک دزدگیر به هم هردو افتاده در خم تیر. نظامی . اگر دزد برده برآرد نفیر برد دست او شحنه ٔ دزدگیر. نظامی (از آنندراج ). همه مارند و مور میر کجاست مزد گیرند دزدگیر کجاست . اوحدی . معاونین داروغه در تذکرة الملوک احداس خوانده میشوند... به این ترتیب : عسس باشی ودزدگیر و شبگرد و سلطان اللیل ذکر و تأیید میشود. (سازمان اداری حکومت صفوی ص ١٥٣). و رجوع به دزدبگیر شود. ◄ (اِ مرکب ) آلتی برقی که در اتومبیل نصب کنند و چون دزد درصدد بازکردن در و براه انداختن اتومبیل برآید به صدا درآید و از عمل دزدی بیاگاهاند.