دس دس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دس دس کردن . [ دَ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول شیرخوارگان، چپه زدن . چپک زدن . ◄ دست دست کردن . طول دادن . به تعویق افکندن . وقت سپوختن . مماطله کردن . اهمال کردن بعمد. قاصداً انجام دادن کاری را بدرازا کشاندن .