دس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دس . [ دَس س ] (ع مص ) پنهان کردن . (ازمنتهی الارب ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (از اقرب الموارد) . ◄ زیر خاک دفن کردن چیزی، یا عام است . (از منتهی الارب ). داخل کردن و دفن کردن چیزی را زیر خاک . (از اقرب الموارد). ◄ پنهان فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ◄ قطران مالیدن شتر را. (از منتهی الارب ). افراط نکردن در قطران مالیدن به شتر. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ). ◄ (اِ) قطران که شتران را بدان مالند. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). ◄ جامه ٔ دیرینه و بسنگ برآورده . (دهار).
دس . [ دَ ] (از ع، ص، اِ) پنهان .(ناظم الاطباء). ◄ پنهانکاری : دس و سنگ کم و ترازوی کژ همه تدبیر مرد غدار است . ناصرخسرو. ♦ دس کردن ؛ پنهان کردن . (ناظم الاطباء).
دس .[ دَ ] (اِ) دست . (ناظم الاطباء). رجوع به دست شود.