دستکرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستکرد. [ دَ ک َ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب ) حاصل کار دست . محصول دست . دست رنج . عمل یدی . مصنوع . (یادداشت مرحوم دهخدا) : گفت من دستکرد لاهوتم قائد و رهنمای ناسوتم . سنائی . ◄ دسته ٔاره . دستاکرد. (ناظم الاطباء). قبضه و دسته ٔ اره . دستاگرد. ◄ به معنی قلعه و حصار است که مخفف آن دسکره باشد. (از آنندراج ). دستکرده . رجوع به دسکره شود.