دستگذار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ گُ) ۱- (ص فا.) مددکار، ممد، معاون. ۲- (ص مف.) آن چه بر دست جای گیرد. ۳- تحفه، یادگار.واژه قبلی: دستگاهواژه بعدی: دستگرا