دستگرا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ گَ) (اِ.) آزمودن، آزمایش، امتحان.واژه قبلی: دستگذارواژه بعدی: دستگرای