واژه جو

دست‌دراز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دست دراز. [ دَ دِ ] (ص مرکب ) درازدست . آنکه دستهای وی دراز باشد. (ناظم الاطباء). دارای ساعد و بازوی دراز. طویل الید. ◄ مرادف دست بالا و غالب و مسلط. (از آنندراج ). زبردست . (از ناظم الاطباء). ◄ درازدست و ظالم . (ناظم الاطباء). ستمگر.

معنی دست‌دراز | واژه جو